بهلول

خرید بک لینک
مردی ثروتمند وارد رستورانی شد. نگاهی بدین سوی و آن سوی انداخت و دید زنی آفریقایی (سیاهپوست)، در گوشهای نشسته است. به سوی پیشخوان رفت و کیف پولش را در آورد و خطاب به گارسون فریاد زد، "برای همه کسانی که اینجا هستند غذا میخرم، غیر از آن زن سیاهی که آنجا نشسته است!"گارسون پول را گرفته و به همه کسانی بهلول...

ما را در سایت بهلول دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 7:37

دختر خردسالی وارد یک مغازه جواهر فروشی شد و به گردن بند یاقوت نشانی که در پشت ویترین بود اشاره کرد و به صاحب مغازه گفت : « اینگردن بند را برای خواهر بزرگم می خواهم . ممکن است آن را به زیباترین شکل ممکن بسته بندی کنید ؟»صاحب مغازه با کمی تردید به دخترک نگاهی کرده و پرسید : « چقدر پول همراه خود داری بهلول...

ما را در سایت بهلول دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 7:37

صفحه بندی